ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
48
تاريخ گيلان ( فارسى )
و شاه طهماسپ در باب گرفتارى خان احمد خان ، ابواب سرور و انبساط مفتوح داشته ، مدت هفده شبانه روز متوالى الايام و الليل در دار السلطنهء قزوين ، كوس شادمانى و شادكامى مىزدند و وضيع و شريف و خواص و عوام در سور و سرور و عيش و نشاط و حضور ، اوقات به فرح و انبساط مىگذرانيدند و شاه طهماسپ در ايام معهوده ، هرروزه مجلس ترتيب داده ، مقرر نموده بود كه خوانين و سلاطين و اركان دولت ظفر قرين ، وقت نماز پيشين در مجلس حاضر مىشدند و بعد از آنكه مجلس منعقد مىشد ، در پيش هركسى از امرا و سلاطين و خوانين و طبقهء مقربين ، سه كيسه زر به طبقهاى زرين و سيمين مىگذاشتند و ايشان در حضور اقدس ، سر كيسهها را گشاده « 1 » و زرها را از كيسهها بيرون آورده ، در زير شادروان ، به صحرا مىريختند و ملازمان و قلقچيان و غيره از قليل و كثير منتفع مىشدند . و بعد از انجام اين صحبت و اتمام اين حالت ، چند نفر از امراى خان احمد خان مثل مولانا عبد الرزاق دانشمند و مولانا شكر شربتدار را حسب الفرمان شاه طهماسپ ، به زندان به قلعهء الموت فرستادند ، چنانچه اوقات حيات مولانا عبد الرزاق علامى و استاد زيتون چار تارى و ملا شكر شربت دار در آن زندان به پايان رسيده ، دعوت حق را لبيك اجابت گفتند . بيت : از آن انديشه كن كاين جان كمبخت * به زندان فراموشان كشد رخت همى گويد كه مسكين آدمى زاد * كسى كز تو فراوان آورد ياد و كيا رستم مدت ده سال ، در قلعهء مذكور محبوس بود . در زمان جلوس
--> ( 1 ) - نسخهء د : گشوده .